« آداب زيارت اهل قبور »

 

فهرست

1. موقع زيارت

2. فاتحه

3. ملك نقاله

4. مرگ

5. عذاب قبر

6. فوت در پنجشنبه

7. ميوه درشت

          ---------------------

(1). « موقع زيارت »

در كامل الزياره از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

مردگان را چون پيش از طلوع آفتاب زيارت كنيد ، مى شنوند و به شما جواب مى دهند و اگر بعد از طلوع آفتاب زيارت كنيد مى شنوند و جواب نمى دهند.

« مفاتيح الجنان »

          ---------------------

(2). « فاتحه »

در روايت است از معصوم كه وقتى سر قبر ميتى براى فاتحه خوانى مى رويد ، پنج انگشت را روى قبر بگذاريد و يك حمد و سه قل هو الله بخوانيد و بعد با انگشتان دست ، چند بار روى سنگ قبر بزنيد و اين دعا را براى مذكر بخوانيد:

« اللهم ارفع العذاب عن صاحب هذا القبر و ارفع درجته »

و براى مؤنث بايد گفت:

« اللهم ارفع العذاب عن صاحب هذا القبر و ارفع درجتها »

خدايا عذاب را از صاحب قبر برطرف نما و درجه اش را بالا ببر.

و در روايت است كه هفت مرتبه سوره قدر خوانده شود و در نقل است كه يازده صلوات هم وارد شده است.

                   ¤¤¤¤¤

در روايتى از معصوم آمده كه وقتى پنج انگشتان را بر روى قبر مى گذاريد و فاتحه مى خوانيد ، قبر مرده پر از نور و روشن مى شود و روحش آگاه و حاضر مى شود.

                   ¤¤¤¤¤

رسول خدا (ص) فرمودند: وقتى سر قبر ميتى مى رويد و فاتحه مى خوانيد ، روح مرده حاضر مى شود و با شما انس مى گيرد و خوشحال مى شود و براى شما دعا مى كند و از هديه [ فاتحه ] شما تشكر مى كند.

                   ¤¤¤¤¤

همچنين وارد شده است وقتى وارد قبرستان شديد يك سلامى به همه مرده ها بدهيد و بگوئيد:

السلام على اهل لاإله إلاالله و رحمة الله و بركاته

          ---------------------

(3). « ملك نقاله »

1. مرحوم مغفور علامه نهاوندى رحمة الله عليه روايتى از ابو ابصير نقل مى كند و مى گويد عرض كردم به امام صادق عليه السلام ، يابن رسول الله انتقال ميت از مكان خودش و گذاشتن ديگرى در آن مكان چگونه صورت مى گيرد؟

آن بزرگوار فرمودند: اى ابا محمد ، خداوند هفتاد هزار ملك خلق فرموده كه به آنها ملك نقاله مى گويند و آنها در مشرق و مغرب متفرقند و مى گردند اموات مردم را جابجا مى كنند و آنها را مى گذارند به مكانى كه هر يك مستحق آن هستند و جسد ميت را از ميان قبر برداشته و ديگرى را در جاى او مى گذارند ، آنطورى كه شما متوجه نشويد و ندانيد يعنى احياء از اين امر با خبر نمى شوند و اين از قدرت خدا بعيد نيست.

                    ¤¤¤¤¤

2. از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده كه آن حضرت مى فرمود: مردگان خود را در هر كجا مى خواهيد دفن كنيد ، پس اگر از صلحاء و نيكويان باشند ، ملائكه آنها را در جوار بيت الله الحرام و مدينه منوره نقل مى كنند و اگر فاسق و از اشرار بوده باشند ، ملائكه آنها را به هر جا كه بيابند او را اهل از براى آنجا منتقل مى كنند.

                    ¤¤¤¤¤

3. از روايات و احاديث استفاده ميشود كه وقتى مؤمنى را دفن مى كنند ، ملك نقاله مى آيد و از شخص مؤمن سؤال مى كند كه دوست دارى جسمت را كجا ببرىم؟

هر جا كه شخص مؤمن گفت بدن او را منتقل مى كنند

( قبرستان وادى السلام نجف ، كربلا ، قبرستان بقيع ، خانه خدا و ... )

ولى انسان فاجر و فاسد را از جاى خوب كه لياقت آنرا ندارد جسم او را برمى دارند و به جائى كه لياقت و شأن بدى اوست منتقل مى كنند.

شاهد اين مثال ، هارون الرشيد لعنت الله عليه است كه پائين پاى حضرت رضا عليه السلام مدفون است.

قطعا اگر قبر اين ظالم را بشكافند ، هارون در اين مكان نخواهد بود ، آدم ظالمى مثل هارون لياقت چنين مكانى را ندارد و حتما ملك نقاله او را به يك جائى كه در شأن ظالمين است منتقل كرده اند.

« الا لعنت الله على القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون »

          ---------------------

(4). « مرگ »

1. آقا امام حسين عليه السلام فرمودند:

مرگ مانند گلوبندى است كه بانوان به گردن مى آويزند.

                   ¤¤¤¤¤

2. به آقا امام سجاد عليه السلام عرض شد ، مرگ چيست؟

حضرت فرمودند: براى مؤمن مانند كندن جامه هاى چركين از تن و باز كردن غل و زنجيرهاى سنگين است.

« معانى الاخبار ، ص 289 »

          ---------------------

(5) . « عذاب قبر»

رسول خدا (ص) فرمودند:

« عذاب القبر من النميمه و الغيبة و الكذب »

عذاب قبر از سخن چينى و غيبت و دروغ گفتن است.

« جامع الاخبار ، ص 413 »

          ---------------------

(6). « فوت در پنجشنبه »

آقا امام صادق عليه السلام فرمودند:

هر مؤمنى كه بين ظهر پنجشنبه تا ظهر روز جمعه از دنيا برود ، خداوند او را از فشار قبر در امان دارد.

« من مات ما بين زوال الشمس من يوم الخميس إلى زوال الشمس من يوم الجمعة أعاذه الله من ضغطة القبر »

« ثواب الأعمال شيخ صدوق ، ص 433 »

          ---------------------

(7). « ميوه درشت »

در روايت است وقتى از شما پذيرائى مى كنند ، ميوه و هر چيز خوراكى ديگر كه بزرگ و قابل توجه است برنداريد ، چرا؟!

چون قبل از شما بعضى آنرا زير نظر گرفته اند و چشم آنها در آن است و خوردن آن عافيت نمى شود.

                  ¤¤¤¤¤

نكته:

در مجالس ختم چيزى نخوريد تا هم سلامتى شما به خطر نيفتد و هم مجلس عبرت تبديل به مجلس شهرت  و فخر فروشى نشود و بدعتها از اين مجالس برچيده شود.

چرا؟!

چون قبل از شما از ديگران پذيرائى شده و چشم آنها به آن ميوه ها خورده است و بعظا به دليل خجالت و بعظا به دليل رودرواسى و بعظا به دليل كمبود وقت و بعظا به دليل اينكه مجلس ختم ، مجلس ذكر است و مجلس تنبه و عبرت گرفتن است و مجلس قرآن خواندن است و مجلس موعظه و ذكر مناقب اهل بيت است و مجلس ياد مرگ و ياد آخرت است و مجلس تأثر و هم دردى و تشريك مساعى با صاحب عزاست و كسى كه عزادار است چيزى نمى خورد و خوردن چنين ميوه اى كه چشم چندين نفر به آن خورده است عافيت نمى شود.

و متأسفانه مجلس ختم بعضى ها مجلس تفاخر است و اينگونه مجالس شباهتى به مجالس ختم ندارد ، گلهاى رنگارنگ و گران قيمت ، بنر و پارچه نويسيهاى اداره جات و قشرهاى مختلف جامعه در حد بسيار وسيع و چاپ اعلاميه هاى جور واجور و پهن كردن سفره هاى رنگارنگ و اسراف غذا و ...

مجالس اين افراد غافل ، خبرى از خدا و عبرت و ياد مرگ و آخرت نيست.

مجلس ختم اين افراد ، مجلس فخر فروشى و تفاخر و تجمل گرائى و اسراف و گناه است و بيچاره ها فكر مى كنند دارند به ميت خود احسان مى كنند ، در حالى كه آن مرده از اعمال آنها بيزار است و متأثر مى شود.

اى كاش مجالس ختم ما هدفمند مى شد و يك نفر آنرا ساماندهى مى كرد ، اما افسوس كه دلسوزى نيست كه درد دين داشته باشد.

اين كارها و اين اسراف ها هيچكدام ثوابى براى مرحوم نمى شود ، چه خوب بود به جاى پارچه نويسى و بنر و اعلاميه و گل ، كتاب مفيد و كتاب دعاى جيبى و قرآن هاى جيبى ، مردم مى آوردند و ثواب قرائت آنرا به مرحوم هديه مى كردند و ساليان درازى اينها دست مردم مى ماند و مردم با خواندن آنها ثواب زيادى نصيب ميت مى شد.

و السلام على من اتبع الهدى

و سلام و درود حق بر آنهائى كه راه هدايت را در پيش بگيرند.